مناجات شمارهٔ ۲۶۱ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / مناجات نامه / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
الهی ما در دنیا معصیت میکردیم دوست تو مُحمد (ص) غمگین شود و دشمن تو ابلیس شاد.
از ز دردت خستگان را بوی درمان آمده
یاد تو مر عاشقان را راحت جان آمده
صد هزاران عاشق سر گشته بینم بر امید
در بیابان غمت الله گویان آمده
سینه ها بینم ز سوز هجر تو بریان شده
دیده ها بینم ز درد عشق گریان آمده
پیر انصار از شراب شوق خورده جرعهٔ
همچو مجنون گرد عالم مست حیران آمده
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به احساسات عاشقانه و درد و رنج ناشی از جدایی معشوق اشاره دارد. شاعر از اینکه در دنیا معصیت کرده و باعث غم پیامبر محمد (ص) شده، ابراز تاسف میکند و به شادمانی دشمنان خدا، یعنی ابلیس، اشاره میکند. او از عشق و دلبستگی به معشوق سخن میگوید و میگوید که عاشقان در جستجوی وصال، در بیابان عشق در حال فریاد و استغاثهاند. همچنین، سوز هجر و دلتنگی برای معشوق را توصیف میکند و از پیران انصار میگوید که به شوق عشق مست و حیرانند. در مجموع، احساساتی عمیق از عشق، جدایی و درد را به تصویر میکشد.