مناجات شمارهٔ ۶۲ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / مناجات نامه
الهی از آن خوان که بهر پاکان نهادی نصیب من بینوا کو، اگر نعمتت جُز بطاعت نباشد پس آنرا بیع خوانند لطف و عطا کو ؟ اگر در بها مُزد خواهی ندارم و اگر بی بها بهی بخش ما کو ؟ اگر از سگان تو ام استخوانی و اگر از کسان تو مرحبا کو؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به درگاه خداوند دعا میکند و از نعمتهای او برای پاکان سخن میگوید. او از بینوا بودن خود گلایه میکند و میگوید اگر نعمتها فقط به شرط طاعت داده میشوند، پس لطف و عطای خداوند را نمیداند. همچنین بیان میکند که اگر در برابر نعمتها پاداشی نمیخواهد، از خدا میخواهد به او عطا کند. در نهایت، او خود را در مقایسه با دیگران کوچک میداند و به درخواست کمک و رحمت میپردازد، حتی اگر در نظر خداوند کمارزش باشد.