مناجات شمارهٔ ۷۲ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / مناجات نامه
الهی در سر آب دارم، در دل آتش، در باطن ناز دارم، در باطن خواهش در دریایی نشستم که آنرا کران نیست، بجان من دردیست که آنرا درمان نیست، دیدهٔ من بر چیزی آید که وصف آن بزبان نیست.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات احساسات عمیق و متناقض خود را بیان میکند. او از وضعیت درونیاش صحبت میکند که در آن آرامش ظاهری (آب) و آتش درونی (عواطف و خواستهها) را تجربه میکند. همچنین به حس درد و رنجی اشاره دارد که بر او غلبه کرده و هیچ درمانی ندارد. در نهایت، به چیزی اشاره میکند که وصف آن فراتر از کلمات است و نمیتواند به خوبی بیان شود.