نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۱۲ خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری / سخنان پیر طریقت

پیر طریقت گوید: سعادت بنده در سه چیز است و روی بندگی به آن سه چیز روشن است اشتغال زبان به ذکر حق استغراق دل به مهر حق و امتلاء سر از نظر حق که نخست از حق نظر آید، آنگاه دل به مهر بیاراید و زبان بر ذکر دارد

خدایا ذکر تو مرا دین است و مهر تو مرا آئین است و نظر تو مرا عین الیقین است پسین سخنم اینست لطیفا، دانی آنجا چنین است که عزیزی گفته: زبانی که به ذکر او مشغول و دلی که به مهر او معمور و جانی که بنظر او مسرور است در حقیقت آن بیت معمور است و این حالت را سه نشان است و کمال عبودیت در آن است: عمل فراوان و از خلق نهان و دل پیوسته بر مهر حق شتابان

ای مسکین از خدا جز او مخواه و خدمت به حساب پاداش مکن زیرا مقاطعه با خداوند مذهب ابلیس است که گفت خدایا حال که مرا از درگاه راندی مرا مهلتی ده تا رستاخیز خداوند همه دنیا باو داد اما خویشتن را از او بازستد او که از خدا درماند اگر چه همه یافت هیچ نیافت و کسی که او را یافت اگر هیچ چیز نیافت همه یافت

الهی از جود تو هر مفلسی را نصیبی و از کرم تو هر دردمندی را طبیبی و از وسعت رحمت تو هر کسی را سهمی است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

پیر طریقت می‌فرماید که سعادت انسان در سه چیز نهفته است: ۱) ذکر خدا با زبان، ۲) محبت خدا در دل و ۳) نظر به خدا در سر. او می‌گوید که وقتی انسان به ذکر و عشق و نظر خدا مشغول شود، حقیقتاً در حالت عبادت قرار دارد. در این حالت، عمل او باید فراوان، اما پنهانی باشد و دلش باید مدام به سمت محبت خدا شتابان باشد. او هشدار می‌دهد که نباید از خدا جز او درخواست کرد و خدمت را با پاداش و مزد سنجید، چرا که این موجب فاصله گرفتن از خدا می‌شود. در پایان، او دعا می‌کند که خداوند از رحمت و کرمش به همه بندگان نیازمند یاری رساند.