بخش ۱۱۳ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / سخنان پیر طریقت / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
پیر طریقت گوید: اگر همه ملک جهان و کشور بنی آدم را زیر نگین تونهند و کلید خزانه های دنیا را جملگی بتو دهند چون سرانجام آن فنا است، دل بر آن نهادن خطاست اینک چند حکمت و پند از حکیمان و بزرگان بمناسبت فنا و بقا:
- بر سرمایه دیگران اعتماد نمودن حرفه مفلسان است
- به جامه عاریت نازیدن عادت بیکاران است
- به خلعت دیگران شاد بودن سیرت بی خردان است
- جفا کردن و طمع وفا داشتن کار نادرستان و ستم کاران است الهی دانی به چه شادم به آنکه نه بخویشتن به تو افتادم؟ خدایا تو خواستی نه من خواستم دوست بر بالین دیدم چو از خواب برخاستم
ای یار بارم ده تا داستان درد خود به تو پردازم بر درگاه تو می زارم و در امید بیم آمیز تو می نازم الهی واپذیرم تا با تو پردازم یک نظر در من نگر تا دو گیتی به آب اندازم
یک روز جمال خویش اگر بنمائی
پرنور شود ز ماه تا ماهی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
پیر طریقت میفرماید که اگر تمام دنیا و ثروتها بهدستت بیفتد، اما هر آن ممکن است که از بین برود، نباید به آن دل ببندی. او به چند حکمت اشاره میکند: - اعتماد به داراییهای دیگران نشانهی فقر است. - به چیزهای امانتی مغرور شدن عادت بیکاران است. - خوشحالی از لباسهای دیگران نشانهی بیخردی است. - ظلم کردن و در عین حال توقع وفا داشتن، نشانهی نابخردی است. سپس با دعا و ناله به خداوند میگوید که اگر تو بخواهی، قلبم به تو تعلق خواهد داشت و از درد و رنج خود با تو سخن خواهم گفت. او درخواست میکند که نگاهی بر او بیفکنده، تا تمام دنیا را با نورش روشن سازد.