بخش ۱۵ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / سخنان پیر طریقت
پیر طریقت گوید: خدایا یک چندی بیاد تو نازیدم آخر خود را رستخیز گزیدم چون من کیست که این کار را سزیدم اینم بس که صحبت تو ارزیدم خدایا نه جز از یاد تو دل است نه جز از یافت تو جان پس بی دل و بی جان زندگی کی توان؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
پیر طریقت در این شعر به خداوند عرض میکند که مدتها به یاد او زندگی کرده، اما اکنون به این نتیجه رسیده که باید روح خود را از دنیا برگیرد. او به این نکته اشاره میکند که بدون یاد خدا دل و جان فاقد معنا هستند و بنابراین زندگی بدون عشق و یاد خدا ممکن نیست.