بخش ۱۹ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / سخنان پیر طریقت / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
پیر طریقت گوید: من چه دانستم که بر کشته دوستی قصاص است چون نیک نگریستم تو را این معامله با خواص است من چه دانستم که دوستی قیامت محض است و از کشته دوستی دیت خواستن فرض است شگفتا این چه کار است آن چه کار قومی را بسوخت قومی را بکشت نه یک سوخته پشیمان شد و نه یک کشته برگشت و بزبان حال همیگویند:
در عشق تو داد من ستم های تو باد
جانی دارم فدای غم های تو باد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
پیر طریقت در این متن به عمق عشق و دوستی اشاره میکند و میگوید که او نمیدانسته که دوستی چگونه میتواند به مرگ و رنج بینجامد. او به این نکته اشاره میکند که در عشق، برخی از افراد تنها درد و مصیبت را تجربه میکنند و هیچکس از این وضعیت پشیمان نمیشود. در نهایت، او احساس میکند که جانش را هم فدای غمهای محبوبش خواهد کرد. عشق و دوستی برای او به نوعی قیامت و امتحانی بزرگ است.