بخش ۱۷ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / سخنان پیر طریقت / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
پیر طریقت گوید: خدایا شاد بدانیم که تو بودی و ما نبودیم کار تو در گرفتی و ما نگرفتیم خدایا هرچه بی طلب بما دادی به سزاواری ما تباه مکن هرچه بجای ما کردی از نیکی به عیب ما از ما بریده مکن هرچه نه بسزای ما ساختی بناسزائی ما جدامکن خدایا آنچه ما خود کشتیم به بر میار و آنچه تو ما را کشتی آفت ما از آن باز دار
من که باشم که بتن رخت وفای تو کشم
دیده حمال کنم بار جفای تو کشم
بوی جان آیدم از لب که حدیث تو کنم
شاخ عز رویدم از دل که بلای تو کشم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
نویسنده در این متن دعا و نیایش خداوند را بیان میکند و از او میخواهد که نعمتهایش را از ما نگیرد و به ما کمک کند تا از عیبها و اشتباهات خود دور شویم. او از خدا میخواهد که ثمره کارهای مثبتش را به او ببخشد و از عواقب منفی کارهایش دور نگه دارد. همچنین، نویسنده به بزرگی و مظلومیت خود در برابر محبت خداوند اشاره میکند و نشان میدهد که چقدر در پی وفاداری به اوست در حالی که در عذاب و سختی به سر میبرد.