بخش ۳۴ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / سخنان پیر طریقت / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
پیر طریقت گوید: خداوندا یافته می جویم با دیده ورمیگویم که: من دارم چه جویم؟ من که بینم چه گویم؟ شیفته این جست و جویم گرفتار این گفتگویم خداوندا خود کردم و خود خریدم آتش بر خودم خود را فروزانیدم از دوستی آواز دادم دل و جانرا فراناز دادم مهربانا اکنون که در غرقابم دستم گیر که گرم افتادم
آری مشتاق کشته دوستی است هر چند سر به بالین است که کشته دوستی به از کشته شمشیر است نه از کشته دوستی خون آید ونه از سوخته آن دود کشته بکشتن راضی و سوخته بسوختن خشنود
هر چند بر آتشم نشاند غم تو
غمناک شوم گرم نماند غم تو
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن از یک پیر طریقت است که در جستجوی حقیقت و خداوند است. او با بیان احساساتش از عشق و دوستی سخن میگوید و بیان میکند که این عشق او را درگیر کرده است. او به احساسات عمیق خود اشاره میکند که حتی در سختترین شرایط نیز راضی است به سوزش و غم ناشی از عشق، زیرا این عشق برای او ارزشمندتر از همه چیز است. او از خداوند درخواست کمک میکند تا در میان مشکلات و غمها نجات یابد و اشاره میکند که دوست داشتن، حتی اگر منجر به درد و رنج شود، ارزشش بیشتر از درد و رنج ناشی از جنگ و کشتن است.