بخش ۳۸ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / سخنان پیر طریقت / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
پیر طریقت را اتفاق افتاد که بر خرما بنی شد سیخی به شکمش در شد که تا به سینه بردرید! به خویشتن نگریست و گفت حمد خدا را که نمودم تا تو را به کام خویش دیدم و بر تو نصرت یافتم
رحمت خدای بر آن جوانمردان باد که کمر مجاهدت بر میان بستند و در میدان بندگی در صف خدمت بایستادند و قدم بر کل مراد خود نهادند و با خلق خدا به صلح و سازش ساختند و با نفس خود به جنگ برخاستند و به زبان حال گفتند:
با خود ز پی تو جنگ ها دارم من
صد گونه ز عشق رنگها دارم من
در عشق تو از ملامت بی خبران
بر جان و جگر خدنگها دارم من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
پیر طریقت به هنگام سختی و آسیب، به خداوند شکر گفت که در این شرایط توانسته است به عشق خویش برسد. او جوانمردان را ستایش میکند که با ایستادگی در میدان بندگی و مجاهدت، به صلح با دیگران و جنگ با نفس خود پرداختهاند. این جوانمردان در عشق به خداوند، از ملامت دیگران بیخبرند و در نتیجه، در دل خود مشغول جنگی پنهانی هستند.