بخش ۴۶ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / سخنان پیر طریقت
پیر طریقت گوید: خدایا نشان این کار ما را بی جهان کرد تا از تن نشان ما را هم نهان کرد دیده وری تو بنده را بی جان کرد و مهر تو سود دو گیتی زیان کرد خدایا دانی به چه شادم؟ نه آنکه بخویشتن به تو افتادم تو خواستی نه من خواستم دوست بر بالین دیدم از خواب برخاستم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، پیر طریقت به خداوند دعا میکند و از حال خود صحبت میکند. او میگوید که خداوند او را از دنیای مادی جدا کرده و به او بصیرتی بخشیده است. او همچنین بیان میکند که عشق به خداوند، او را از سودهای دنیوی بینیاز کرده و تنها به محبت الهی دل خوش است. در پایان، او به تجربهای روحانی اشاره میکند که در آن از خواب برخاسته و مقام دوست (خدا) را بر بالین خود میبیند.