بخش ۴۳ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / سخنان پیر طریقت
پیر طریقت گوید: او را به طلب نیابند، اما طالب یابدوتاش نیابد طلب نکند و هر چه به طلب یافتنی باشد فرومایه است یافت حق برای بنده پیش از طلب است اما طلب او نخستین پایه است عارف طلب از یافتن یافت نه یافتن از طلب چنانکه بنده فرمانبر و مطیع طاعت را از اخلاص یافت نه اخلاص از طاعت، سبب را از معنی یافت نه معنی از سبب؛ بارخدایا چون یافت تو پیش از طلب و طالب است پس بنده از آنرو در طلب است که بیقراری بر او غالب است و طالب در طلب است در حالیکه مطلوب پیش از طلب حاصل است اینک تو را کاری است بس عجب عجبتر آنکه یافت نقد شد و طلب برنخاست حق دیده ور شد و پرده عزت بجا است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
پیر طریقت بیان میکند که انسانها معمولاً در جستجوی چیزی نمیباشند، اما آنچه جستجو میشود، طالب را مییابد. هر آنچه که با طلب به دست آید، ارزش چندانی ندارد. در واقع، یافتن حقیقت برای بنده پیش از طلب او اتفاق میافتد، اما طلب، پایه و اساس جستجو است. عارفان دریافتند که باید از یافتن به طلب نزدیک شوند و نه بالعکس. خداوند به بندهاش پیش از طلب، آنچه را نیاز دارد عطا میکند و بنده به خاطر بیقراری در جستجو است. در حقیقت، مطلوب پیش از طلب وجود دارد و این وضعیت عجیبی است.