نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵۲ خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری / سخنان پیر طریقت / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)

پیر طریقت گوید: ای مستان پرشهوت و ای خفتگان غفلت! شرم دارید از خداوندی که خیانت چشمها را می داند و باطن دلها را می بیند کجا است ذوالفقار حیدری تا در عالم انصاف برین مستان بی ادب حد شرعی براند و این غافلان خفته را بجنباند؟

پرسند چه گوئی درباره کسانی که می گویند ما صفات خدا را بشناختیم و چونی را بینداختیم گفت صواب آنستکه بگویند ما صفات را بشنیدیم و چونی را بینداختیم که این می باید شنید نه می باید شناخت مسموع است نه معقول

اگر مزدور را بهشت حظ است عارف را از دوست آرزوی یک لحظه است اگر مزدور در بند سود و زیان است عارف سوخته به آتش بی دود است اگر مزدور از بیم دوزخ در گداز است عارف سرتاسر همه ناز است

چندان ناز است ز عشق تو در سر من

تا بر غلطم که عاشقی تو بر من

یا خیمه زند وصال تو بر در من

یا در سر کار تو شود این سر من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

پیر طریقت به مستان پرشهوت و غافلان هشدار می‌دهد که از خداوندی که به باطن دل‌ها و خیانت چشم‌ها واقف است، شرم داشته باشند. او از وجود ذوالفقار حیدر در عالم انصاف سخن می‌گوید که باید بر این مستان بی‌ادب حد شرعی بزند و این غافلان را بيدار کند. همچنین، او تأکید می‌کند که شناخت صفات خداوند باید شنیدنی باشد و نه شناختنی، زیرا صفات مسموعند و نه معقول. در ادامه، او تفاوت میان مزدور و عارف را بیان می‌کند؛ مزدور به دنبال سود و ترس از دوزخ است، در حالی که عارف آرزوی یک لحظه نزد دوست را دارد و در عشق خود سوخته و سرشار از ناز است.