بخش ۵۸ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / سخنان پیر طریقت / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
بخش 1
پیر طریقت گوید: هر که از در تصدیق و تسلیم درآید ویرا از سه شربت یکی دهند یا شربتی از معرفت تا دل وی بحق زنده گردد یا زهری که نفس اماره در زیر قهر او کشته گردد یا شرابی که جان از وجود او مست و سرگشته گردد از اینجا یافت حقیقت وانس صحبت آغاز کند و لذت خدمت و حلاوت طاعت بیابد و سرور معرفت در پیوندد و بروح مناجات رسد تا چنان شود که گوید
خالی نه ای از من و نه بینم رویت
جانی که تو با منی و دیدار نه ای
خدایا تا بنده را خواندی، بنده در میان مردم تنهاست و تا گفتی بیا هفت اندام او شنواست از آدمی چه آید؟ قدر او پیداست کیسه تهی و بادپیما است و این کار پیش از آدم و حواست و عطا پیش از خوف و رجا است اما آدمی به سبب دیدن مبتلاست به ناز کسی است که از سبب دیدن رهاست و با خود بجفاست اگر آسیای احوال گردان است قطب مشیت بجا است
خدایا اگر کسی تو را به طلب یافت من خود طلب از تو یافتم اگر کسی تو را به جستن یافت من به گریختن یافتم خدایا چون وجود تو پیش از طلب و طالب است طالب از آن جهت در طلب است که بیقراری بر او غالب است عجب آنست که یافت نقد شد و طلب برنخاست حق دیده و رشد و پرده عزت بجااست
بخش 2
ای دوست بجملگی تو را گشتم من
حقا که در این سخن نه ذوق است و نه فن
گر تو ز خودی خود برون جستی پاک
شاید صنما بجای تو هستم من
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
پیر طریقت بیان میکند که افرادی که با ایمان و تسلیم به درگاه حق میآیند، یکی از سه نوع شربت دریافت میکنند: شربت معرفت که دل آنها را زنده میکند، زهر نفس اماره که آن را از بین میبرد، یا شراب عشق که جان آنها را مست میسازد. با این تجربیات، حقیقت را مییابند و به لذت خدمت و طاعت و سرور معرفت دست مییابند. آنگاه به مراحل بالاتری از مناجات و عشق به حق میرسند. سپس شاعر به حالت خود اشاره میکند و میگوید که با وجود نزدیکی به حق، از دیدار او بیبهره است و در میان مردم تنها احساس میکند. او به این موضوع میپردازد که انسان به دلیل دیدن و حالات مختلف دچار ناز و خودخواهی میشود. در نهایت، او تأکید میکند که اگر کسی به جستجوی خدا میپردازد، در حقیقت خود خدا پیش از این جستجو در وجود آنها موجود است و انسانها تنها به خاطر بیقراری خود به سمت طلب میآیند.