نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۶۴ خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری / سخنان پیر طریقت

پیر طریقت گوید: مخلص همه از او بیند، عارف همه به او بیند موحد همه او بیند هر هست که نام برند عاریتی است هست حقیقی او است دیگر تهمتی است مرید مزدور است و مراد همان مهمان مزد مزدور در خور او است و پذیرائی مهمان در خور میزبان، مهمان بسته کاری است که در سر آنست و دیده او دیده وری عیان است و جان او در سر مهر اوتاوان است جان او همه چشم سر او همه زبان است آن چشم و زبان در نور عیان ناتوان است

این کار را مردی بباید با دلی پردرد ای دریغا که نه در جهان مردماند ونه در دلها درد

ای عالمان، ای عابدان زینهار که به علم و عبادت خویش مغرور شوید که ابلیس را علم و عبادت بود و دید آنچه دید، ای دنیاداران، ای خواجگان به دنیا غره مشوید و تکیه بر آن مکنید که قارون از این دنیا بسی گرد کرد و رسید به آنچه رسید

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

پیر طریقت می‌گوید که همه مخلصان فقط به او توجه دارند و عارفان همه او را می‌بینند. هر چیزی که نام گرفته، حقیقی نیست و واقعی فقط اوست. مریدان مزدورند و مقصود مهمانان چیزی جز مزد نیست. مهمان بستگی به کار خود دارد و دیدِ او درک روشنی است. جان او در عشق به اوست و جانش تنها در زبان و چشمش به نور روشن شده است. این کار به مردی با دل پر درد نیاز دارد و افسوس که در جهان آدم‌های دردکشیده وجود ندارد. ای عالمان و عابدان، مراقب باشید که به علم و عبادتتان مغرور نشوید، چون ابلیس نیز علم و عبادت داشت. ای دنیاداران، فریب دنیا را نخورید، زیرا قارون با تمام ثروتش به جایی نرسید.