نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۷۹ خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری / سخنان پیر طریقت / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

پیر طریقت گوید: الهی این چه بتر (بدتر) روزیست؟ ترسم که مرا از تو جز حسرت نه روزی است خدایا می لرزم از آنکه نه ارزم چه سازم جز آنکه میسوزم تا از این افتادگی برخیزم! خداوندا از بخت خود چون پرهیزم و از بودنی کجا گریزم؟ و تا چاره را چه آمیزم؟ و در هامون کجا گریزم؟ کریما دل من کان حسرت است و تن من مایه درد و غم نیارم گفت که این همه چرا بهره من؟ نه دست رسد مرا به معدن چاره من!

مرا تا باشد این درد نهانی

تو را جویم که درمانم تو دانی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به بیان احساسات عمیق و درونی فردی می‌پردازد که از وضعیت نامساعد خود نگرام است. او از خداوند می‌خواهد که به او کمک کند تا از حالات ناامیدی و درد رهایی یابد. او به دنبال درمانی برای دردهایش است و حسرت و غم را در دل دارد. این جستجو به نوعی طلب یاری از خداوند است تا بتواند بر مشکلاتش فائق آید و به آرامش برسد.