بخش ۷۷ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / سخنان پیر طریقت
پیر طریقت گوید: سبب ندیدن نادانی است اما با سبب ماندن شرک است بهشت در میان ندیدن بی شرعی است اما با بهشت ماندن دون همتی است از روی احکام شریعت اگر کسی در غاری نشیند که راهگذر مردم بر او نبود، و آنجا گیاه هم نباشد در آنحال و در آنجا توکل حرام است که او در هلاک خویش شده و فرمان حق در کار اقسام روزی و انواع خلق را ندانسته است خدایا آبا عنایت تو به سنگ رسید سنگ بار گرفت سنگ درخت رویانید درخت میوه بار گرفت چه درختی؟
درختی که بارش همه شادی مزه اش همه انس و بویش همه آزادی، درختی که ریشه آن در زمین وفا شاخ آن بر هوای رضا میوه آن معرفت و صفا حاصل آن دیدار و لقاء الهی از جود تو هر مفلسی را نصیبی و از کرم تو هر دردمندی را طبیبی است از سعت رحمت تو هر کسیرا بهره ای و از بسیاری بخشش تو هر نیازمندی را قطره ایست بر سر هر مؤمن از تو تاجی است و در دل هر محب از تو سراجی است هر شیعه ای را با تو سر وکاری است و هر منتظری را آخر روزی دیداری است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
پیر طریقت بیان میکند که نادانی سبب عدم درک واقعیات است و ادامهی این نادانی منجر به شرک میشود. بهشت در بیخبری از شرک قرار دارد، اما چسبیدن به بهشت با دونهمتی همراه است. او همچنین اشاره میکند که نشستن در غاری بدون آذوقه و توکل به خدا از روی جهل، نادرست است. او به قدرت خداوند اشاره میکند که چگونه سنگها میتواند به درختان بارور تبدیل شوند و درختانی که میوههای شادی، انس و آزادی به بار میآورند. ریشه این درختان در وفا و شاخهایشان در رضا است و میوههایشان معرفت و صفا را به ارمغان میآورد. در نهایت، او به بخشش و رحمت خداوند اشاره کرده و میگوید که هر مومنی از خدایش نعمتی دریافت میکند و هر منتظری در آخرین روز دیداری با خدا خواهد داشت.