بخش ۹۶ خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / سخنان پیر طریقت / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی)
بخش 1
پیر طریقت گوید: کار نه آن دارد که از کسی کسل آید و از کسی عمل، کار آن دارد که ناشایسته آمد در ازل ابلیس که او را مهتر مهجوران گویند چندین سال در کارگاه عمل بود اهل ملکوت همه طبل دولت او میزدند و ندانستند که در کارگاه ازل او را جامه دیگرگون بافته اند در کارگاه عمل او دیبا ومقراض همی دیدند ولی از کارگاه ازل او را خود گلیم سیاه آمد
این قصه نه زان روی سیاه آمده است
کاین رنگ گلیم ما سیاه آمده است
ای جوانمرد به چشم پسند بخود منگر و در راه من مشو که هرگز کسی از منی سودی نبرد آنچه بر ابلیس آمد از روی من آمد که گفت من از آدم بهترم
کوشش کن ای جوانمرد که پل گذرگاه را به سلامت باز گذاری و آنرا قرارگاه خود نسازی و در او دل نه بندی تا شیطان بر تو ظفر نیابد زیرا صد شیر گرسنه در گله گوسفند چندان زیان نکند که شیطان با تو کند که شیطان دشمن است و صد شیطان با تو نکند آنچه که نفس اماره با تو کند که فرمود دشمن ترین دشمنان نفس اماره تو است که میان دو پهلوی تو است
نظر کن در حال قارون که شیطان و نفس اماره هر دو دست بهم دادند تا او را از دین درآوردند و چون آبش از سرچشمه خود تاریک بود یکچندی او را کار عاریتی و مال امانتی دادند ابتدا لؤلؤ شاهوار همی نمود ولیکن چون حکم ازلی و سابقه اصلی در رسید مانند رنگ قیر شد و بزبان حال می گفت
بخش 2
من پندارم که هستم اندر کاریی
ای بر سر پنداشت چو من بسیاری
اکنون که نماند با توام بازاریی
در دیده پنداشت زدم مسماری
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، پیر طریقت به جوانان یادآوری میکند که نباید به ظواهر و اعمال دیگران دل ببندند. او از ابلیس مثالی میآورد که با وجود سالها تلاش در کارگاه عمل، به دلیل قابلتهای دیگری که در باطن داشت، به انحراف رفت. پیر طریقت به جوانان میگوید که باید مراقب نفس اماره خود باشند، چرا که این نفس سختترین دشمن انسان است و میتواند انسان را از راه درست منحرف کند. او همچنین به تجربه قارون اشاره میکند که نتوانست از خطرات نفس خود در امان بماند و در نهایت به سرنوشت بدی دچار شد. پیام کلی این است که انسان باید در مسیر سلوک خود محتاط باشد و به جایگاه واقعی خود بیندیشد.