بخش ۴۳ - بوعمر واکاف خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / طبقات الصوفیه - امالی پیر هرات
بوده باندلس، جنید دیده بود. شیخ الاسلام گفت: که بوبکر قبانی مرا گفت: که بوعمر واکاف گفت: که بوعمر واکاف گفت: که از جنید پرسیدند،کی فقرمه یاغنا؟ گفت: الفضل فیالتقی لا فیفقر و لاغنی.
بوعمر و مروزی را گفتند: کی ما برچه فراهم آئیم؟ گفت؟ برتواصی، که یکدیگر را پند دهید و تواصوا بالحق و تواصوا بالصبر.
بوعمر وزجاجی٭ گوید: ار بشریة من ذرهٔ کم شود، دوستر ازان دارم کی بر آب بروم. شیخ الاسلام گفت کی بوعمر و نوقاتی گفت در کتاب محبة الظراف: شق الذیل من هیجان الطرب و شق الجیب من غلیان الکرب.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به گفتگوهای عارفان و شخصیتهای اسلامی درباره مفهوم فقر و غنا و اهمیت تقوا اشاره دارد. جنید و بوعمر در این بحثها تأکید میکنند که ارزش واقعی در تقواست و نه در وضعیت مالی فرد. بوعمر به این نکته اشاره میکند که برای رشد معنوی باید یکدیگر را نصیحت کنیم و به حق و صبر توصیه کنیم. همچنین، او از آموزهای در مورد محبت و احساسات اشاره میکند که نشاندهندهٔ عمق تجربههای انسانی در مواجهه با شادی و اندوه است.