نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۵۵ - و من طبقة الخامسة والسادسة بوعثمان مغربی خواجه عبدالله انصاری

خواجه عبدالله انصاری / طبقات الصوفیه - امالی پیر هرات

سید بوده حاد النظر، نام وی سعیدبن سلام المغربی، از پنجم طبقه، بمکه بوده بنشاپور آمد شاگرد بوالحسن صایغ دینوری٭ گور وی در نشاپور است پهلوی بوعثمان حیری٭ و بوعثمان نصیبی. هر سه پهلوی یکدیگراند.

و بوعثمان مغربی از ناحیت قیروان مغرب بوده و بمکه بوده سالها مجاور. شیخ وقت بوده و یگانهٔ ایمهٔ مشایخ و سید الوقت بمکه بود و شیخ ایشان بود آنجا ویرا قصه افتاد بنشاپور آمد «سنه احدی و سبعین» آنجا بود سالها، و بنشاپور برفت در سنه ثلث و سبعین و ثلثمائه. و صحبت کرده بود بابعلی کاتب٭ و حبیب مغربی و بوعمرو زجاج و با یعقوب نهر جوری٭ «دیده بود» و صاحب کرامات ظاهر بود و فراست تیز.

شیخ الاسلام گفت: که حسین کواشانی مرا گفت، که شیخ بوعثمان مغربی گفت: ان روز که من از دنیا بروم، فریشتگان خاک پاشند

حسین گفت: چون وی برفت. من حاضر بودم در نشاپور، کس کس را بندید از گرد و خاک.

شیخ الاسلام گفت: کی وی سی سال در مکه بود، در حرم بول نکرده حرمت حرم را. بوعثمن گفت: لا یجیئی هذا الا برایحة الدم. ووی گفت: الاعتکاف حفظ الجوارح تحت الاوامر. هم وی گفت، هر که صحبت توانگران بر صحبت درویشان گزیند، اللّه تعالی ویرا بمرگ دل مبتلا کند. و هم وی گفت: که معصیت به از دعوی، که عاصی همیشه در طلب توبه باشد و مدعی مصر بود در حال دعوی در محبط حال خود و هم وی گفت: که مقامات ادبیات‌اند بوعثمان مغربی گفت: فرا طلحه نبلی و هو.

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

سعید بن سلام مغربی، معروف به سید بوده حاد النظر، در مکه به دنیا آمده و سپس به نشاپور آمد. او شاگرد بوالحسن صایغ دینوری بود و در کنار بوعثمان حیری و بوعثمان نصیبی دفن شده است. بوعثمان مغربی سال‌ها در مکه تحت آموزش شیخی مهم قرار داشت و به عنوان یکی از شیخ‌های بزرگ معرفی می‌شد. او در سنه 71 هجری به نشاپور آمد و در سنه 73 هجری آنجا را ترک کرد. بوعثمان کرامات و توانایی‌های خاصی داشت و سال‌ها در مکه زندگی کرد بدون آنکه حرمت حرم را بشکند. او اشاراتی به عواقب تقرب به توانگران و اهمیت توبه داشت و معتقد بود که معصیت بهتر از تظاهر به دینداری بدون عمل است.