بخش ۵۶ - طلحة بن محمد بن الصباح خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / طبقات الصوفیه - امالی پیر هرات
النبلی، کنیه ابومحمد، من کبار اصحاب ابی عثمان حیری٭ مات سنه اثنین و ثلثمائة گفت: که خواهی ترا پند دهم؟ که پنجاه سالست با خلق میدهم بنه میپذیرد گفت خواهم. گفت، تهمت بر کردار خود نه تا قیمت گیرد، و تهمت از خلق برگبر، تا جنگ برخیزد.
شیخ الاسلام گفت، که صحبت با اللّه سه حرفست، بدیدن فضل او و عیب خود، و عذر خلق. این را چهارم نیست. عذر خلق بین! که آن میبود که او میخواهد. ایشان زیر قدر و حکم او مضطراند. و عیب خود بین! تا منت یاد آید.
شیخ الاسلام گفت که بوعثمان نصیبی گفت: که اسد نصیبی گفت که شبلی گفت: که دست بسر با یعقوب میدانی فرود آوردم، درآن وقت بود که بمصر میشدم
گفتم: جبرک اللّه هیچ موی نبود بر تن وی که نگفت آمین «وسلم»
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
النبلی، که کنیهاش ابومحمد است و از بزرگترین اصحاب ابی عثمان حیری به شمار میرود، در سال ۳۲۳ هجری درگذشت. او پنجاه سال با مردم بوده و توصیهای را به دیگران میدهد: خود را از تهمتها بر کنار نگه دارند و به کردار خود توجه کنند تا قیمت خود را از دست ندهند و از تهمت به دیگران دوری کنند. شیخ الاسلام بیان میکند که صحبت با خداوند شامل سه نکته است: دیدن فضل و رحمت خدا، شناخت عیوب خود و عذرخواهی از دیگران. او بر این باور است که در عذرخواهی از دیگران باید به این نکته توجه داشت که آنها در حالت ضروری و تحت قضا و قدر الهی قرار دارند. همچنین عیب خود را باید مد نظر قرار داد تا از افتخار و خودبینی دور باشیم. شیخ الاسلام همچنین به نقل قولهایی از بوعثمان و دیگران اشاره میکند و در پایان به موضوعی درباره یعقوب اشاره میکند که نشاندهنده تواضع و عبودیت است.