بخش ۹۵ - و من طبقه الثانیه ابویقوب السوسی خواجه عبدالله انصاری
خواجه عبدالله انصاری / طبقات الصوفیه - امالی پیر هرات
نزیل بغداد. شیخ گفت: که نام وی یوسف بن حمدان الوسوی استاد با یعقوب نهر جوری٭ از قدیمان مشایخ است سید صاحب تصانیف ببصره بوده. مات بالا بله.
شیخ الاسلام گفت: که وی گفت: هر که علم توحید گوید بتکلف، مشرکست. و قال ابویعقوب السوسی: الفقیر اذا مافریحتاج الی اربعة اشیاء: علم یحرسه و وجد یحمله، و وجد یحمله، وورع یسوسه، و ذکر یونسه.
شیخ الاسلام گفت: هر که علم تصوف گوید بتکلف، او سگست و هرکه سخن جوید، و هر وقت تواند گفت زرا قسمت سخن بزندگانی باید گفت، و آن وقت باید گفت، کی از سکوت از خدای ترسی! و گفت: که سخن گفتن جنایتست، تحقیق آنرا مباح کند. و گفت: که سخنان این طایفه کلاماند چون کلام دیگران، چون حیوة نبود آن میبرد تا بزندقه و اباحت ارنجای میافتد. که چون متفرق بی، نگر از جمع و توحید نگوئی. اما چون خود بی، تفرق با توچه کار؟ گفت: که زبان محققان سه است: زبان خبر بشرط اجتماع خراز٭ گفت: لا یصلح هذا العلم الالمن یعبر عن وجده و ینطق عن فعله.
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
نزیل بغداد شیخ از استادان قدیم به نام یوسف بن حمدان الوسوی یاد کرده و او را دارای تصانیف علمی در بصره معرفی کرده است. شیخ الاسلام نقل میکند که یوسف گفت هر کس علم توحید را با زحمت بیان کند، مشرک است. همچنین ابویعقوب السوسی تاکید کرده که برای یادگیری علم به چهار چیز نیاز است: علمی که حفاظت کند، فردی که آن را حمل کند، ورع و پرهیزگاری که آن را مدیریت کند و ذکری که انسان را آرام کند. شیخ الاسلام ادامه میدهد که کسانی که علم تصوف را با زحمت میگویند، در واقع در غلطند و سخن گفتن باید در زمان مناسب باشد. او بر این باور است که سکوت از ترس خدا باید مورد توجه قرار گیرد و صحبت کردن گناه است مگر اینکه مباح گردد. سخنان اهل تصوف باید از همدیگر، متجمع و در راستای توحید بیان شود و زبان محققان باید به گونهای باشد که از واقعیتهای وجودی خبر دهد.