نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰ ادیب الممالک

ادیب الممالک فراهانی / اضافات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

روزی ز جور خصم ستمگر ظلامه

بردم بنزد قاضی صلحیه بلد

دیدم سرای تیره و تنگی بسان گور

تختی شکسته در بن آن هشته چو لحد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

روزی به خاطر ظلم یک دشمن ستمگر، به قاضی صلح در یک شهر رفتم. جایی که دیدم خانه‌ای تنگ و تاریک بود که به گور شباهت داشت و تختی شکسته در وسط آن قرار داشت.