نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۰ ادیب الممالک

ادیب الممالک فراهانی / اضافات / وزن: مستفعلن مستفعلن مستفعلن مستفعلن (رجز مثمن سالم)

تا ساقی میخوارگان در جام صهبا ریخته

خون دل خم در قدح از چشم مینا ریخته

در سینه سیم سپید آکنده زر جعفری

در دیده الماس تر یاقوت حمرا ریخته

این باده را ترکی عجب در ماه شعبان و رجب

افشرده از حلق عنب در خم ترسا ریخته

آید حبابش در نظر مانند مروارید تر

بر سطحی از لعل و گهر بهر تماشا ریخته

نی همچو ماری جان‌گزا گشته به افسون آشنا

نافش دریده چند جا دندانش یک جا ریخته

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به وصف باده‌ای پرداخته که به زیبایی و لطافت تشبیه شده است. ساقی، شراب را در جام می‌ریزد و خون دل در قدح می‌ریزد. در این باده که شبیه به الماس و یاقوت است، عطر و طعم خوشی وجود دارد. این باده در ماه‌های شعبان و رجب از انگور درست شده و جذاب و دلنشین است. حباب‌های آن مانند مروارید بر سطح شراب وجود دارند و حالتی زیبا و تماشایی به این می‌دهد. همچنین، شاعر به اسب یا ماری اشاره می‌کند که به طریقی افسون‌زده شده و به طعنه‌ای به بیان زیبایی و ظرافت باده می‌پردازد.