شمارهٔ ۱۰۵ ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / مقطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)
صنیع الممالک بود طرفه نقشی
که هر بنده را واجب است احترامش
چو دست طبیعت بزندان زهدان
ز ستر عدم خواست دادن خرامش
ز هر کشوری صانعی خواست ماهر
پی صنع آن ذات در بطن مامش
یکی ساخت چشمش یکی ساخت گوشش
یکی هر دو بازو یکی هر دو گامش
یکی کرد از خون لبالب عروقش
یکی ساخت بر تن مرتب عظامش
مع القصه کردند شکلی که مادر
ندانست حال رضاع و فطامش
چو زنگی جمالش چو ترکی فعالش
چو رومی خصالش چو هندی کلامش
یکی اهل داهومه پنداشت او را
یکی خواندی از مردم یار یامش
سرونش چو گاو و سرینش چو اشتر
چو زرافه کردن چو اشتر سنامش
ز هر موی او می برآمد مقامی
که دانای آن خواند والامقامش
سپس در پی نام او در ممالک
نمودند شوری خواص و عوامش
چو در صنع از جمله را بود شرکت
صنیع الممالک نهادند نامش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن دربارهی صنیع الممالک، خالق یا سازندهای است که توجه ویژه به هر بنده و حرمت او دارد. شاعر به توصیف خلقت انسان میپردازد و بیان میکند که چگونه خداوند با دقت و هنر، اعضای بدن انسان را شکل داده و او را به صورت موجودی زیبا و با ویژگیهای مختلف خلق کرده است. هر یک از اعضای بدن مانند چشمها، گوشها و دیگر اعضا در این فرآیند به صیقل داده شدهاند. شاعر ویژگیهای مختلف و گوناگون انسان را با قیاس به نژادهای مختلف توصیف میکند و به تشابهات فرهنگی و ظاهری اشاره میکند. در نهایت، به همگامی و همکاری مردم در خلق و شناسایی ویژگیهای این موجود اشاره میشود و نام صنیع الممالک به عنوان سازنده و خالق او برگزیده میشود. این اثر ترکیبی از زیبایی، تنوع و احترامی است که برای انسان قائل است.