نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۸ ادیب الممالک

ادیب الممالک فراهانی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ای آنکه مردم گیتی به درو گوهر و لعل

کنند فخر و تو داری شرف به گوهر خویش

توانی آنکه جوانی دهی بچرخ کهن

ز نفخه نفس پاک روح پرور خویش

درین چکامه یکی تهنیت سرودستم

ورود شاه جوانبخت را به کشور خویش

هم از اتابیکی صدراعظمش شرحی

نمودم از ره اخلاص زیب دفتر خویش

اگر عنایت و فضل تو همرهی سازد

درافکنی به سر بنده سایه پر خویش

به پیش گاه اتابک رسانی این اشعار

جواب آن بفرستی برای چاکر خویش

مزید لطف ترا شکرها کنم زیراک

هنوز شهد تو دارم درون ساغر خویش

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تمجید از بزرگی و شرف خود می‌پردازد و به دوری از فخرفروشی اشاره می‌کند. او به ورود یک شاه جوانبخت به کشورش تبریک می‌گوید و به اتابک به عنوان صدراعظم نیز اشاره می‌کند. شاعر درخواست می‌کند که اگر فضل و عنایت الهی شامل حالش شود، سایه لطف او بر سرش باشد و اشعارش را به اتابک برساند تا پاسخ محبتش را دریافت کند. در پایان، از لطف و محبت الهی و نعمت‌هایش سپاسگزاری می‌کند.