نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۲۹ ادیب الممالک

ادیب الممالک فراهانی / مقطعات / وزن: مستفعلن فعلن مستفعلن فعلن (بسیط مخبون)

گر آسمان به دلم صد کوه بار کند

از نوک خامه خود فرهاد کوهکنم

از روزگار سیه خار است در جگرم

وز نام فرخ شه شهد است در دهنم

گر بخت یار شود کار استوار شود

این شهد را به مزم و آن خار را بکنم

هر جا که بارگهی است خورشید بارگهم

هر جا که انجمنی است سالار انجمنم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن دربارهٔ عواطف و آرزوهای شاعر است. او بیان می‌کند که حتی اگر مشکلات بسیاری در زندگی‌اش وجود داشته باشد (همچون بارش کوه‌ها بر دلش)، همچنان از هنر و خلاقیت خود بهره می‌گیرد و می‌تواند بر سختی‌ها غلبه کند. او همچنین به یاد روزگار تلخ و دردهایی که در دل دارد اشاره می‌کند، اما در عین حال می‌گوید که اگر بخت و اقبال به او روی بیاورد، می‌تواند مشکلات را پشت سر بگذارد. در نهایت، او خود را در هر جمع و محفل و هر جا که باشد، به عنوان یک رهبری و سالار می‌بیند.