نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸ ادیب الممالک

ادیب الممالک فراهانی / مقطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

یکشنبه یازدهم ربیع الاول یکهزار و سیصد و هشت بود که کارگزاران حضرت مستطاب اقدس والا روحی فداه این چاکر خانزاد را در دربار آسمان مدار بخواستند تا شعرخوانی کنم سلطان علیخان که یکی از محترمین محارم خلوت و منشیان آستان اقدس آن حضرت است حاضر بود حضرت ولیعهدی روحی فداه بر سبیل مطایبه بیتی دو سه از چاکر خواستند که مشارالیه را هجا گویم و من چون اطاعت فرمان را ناگزیر بودم با اینکه هجو مردمان گفتن خاصه بزرگان را از قانون فضل و رویت خود دور میدانستم این قطعه را در همان ساعت بگفتم و همگان را باعث آفرین بر من گردید.

مهین رتبه سلطان علی خان راد

که رخ سرخ بادا در این سبز کشت

ندانم چرا روی و خویش بود

یکی همچو دوزخ یکی چون بهشت

روانها بیاساید از خوی نیک

درونها بفرساید از روی زشت

درونش دل مؤمنان در حرم

برونش رخ مشرکان در کنشت

جمالش چو صحرا به هنگام دی

خصالش چو بستان به اردی بهشت

تو گوئی مران مصحف پاک را

یکی کاتبی زشت خط بر نبشت

و یا گنجی از گوهر شاهوار

نمودند بنهفته در خاک و خشت

خداوند هرچ از جمالش بکاست

ببالای فضل و کمالش بهشت

نه دولت ابا زحمت آید بکف؟

نه گل را کشاورز با خار کشت؟

به نزدیک من زنگی نیک خوی

نکوتر ز حوری که با خوی زشت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن درباره یک واقعه در دربار شاهان است که در یازدهم ربیع الاول سال ۱۳۰۸ هجری شمسی اتفاق افتاده است. نویسنده با دعوت از سوی کارگزاران دربار، به شعرخوانی می‌پردازد و در حضور ولیعهد و دیگر نجبا شعری را قرائت می‌کند. شعری که به توصیف سلطان علی خان می‌پردازد و ویژگی‌های او را با کنایه و تشبیه بیان می‌کند. نویسنده به تضادهای شخصیتی سلطان اشاره می‌کند و او را به عنوان فردی با خوی نیک و رنگ و رویی مختلف توصیف می‌کند. شاعر در نهایت بیان می‌کند که زیبایی‌های ظاهری نمی‌تواند معیاری برای ارزش واقعی باشد و بندگی نیکو در رفتار مهمتر از ظاهر است.