نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳ ادیب الممالک

ادیب الممالک فراهانی / مقطعات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

خدایگانا من بنده آنکسم که بصدق

فریضه دارم بر خویشتن سجود ترا

تو آن کسی که به تحقیق آفریده خدای

پی نمایش انصاف خود وجود ترا

من آنکسم که بسی با شتاب پیمودم

دراز نائی و پهنای بحر جود ترا

تو آنکسی که به اقبال و بخت کرده قرین

ستاره حزب ترا آسمان جنود ترا

من آنکسم که بنانم به صد زبان باشوق

سروده تعنیتی موقع ورود ترا

تو آنکسی که نگردد گسسته حبل امید

ز دامن کرمت دشمن عنود ترا

من آنکسم که مدام آرزو همی کردم

درون دیده قیام تو و قعود ترا

تو آنکسی که ندارد قضای چرخ کبود

توان آنکه تجاوز کند حدود ترا

منم که دست از کار رفت و کار از دست

شدم چنانکه همی خواستم حسود ترا

توئی که کارت بر پای گشت و پای به چرخ

سعادت فلکی بنده شد سعود ترا

چو زند فضلت نار القری برافزوزد

ز شاخ طوبی حور آورد و قود ترا

خدا گواست من ای خواجه طاعت آوردم

ز روی صدق غیاب تو و شهود ترا

تو گر فرامش سازی عهود سابقه ام

من آن نیم که فرامش کنم عهود ترا

ز قید بندگی از تن رها شود هرگز

رها نخواهد کردن دلم قیود ترا

گرم پذیری یا خود برانی از حضرت

نخواهم ایچ به گیتی مگر خلود ترا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر از زبان بنده‌ای سخن می‌گوید که با صدق و اخلاص به بارگاه خدای خود سجده می‌کند. او به توصیف خداوند می‌پردازد که به‌راستی آفریده و عادل است و بخشش و رحمت بی‌پایانی دارد. بنده معتقد است که زندگی‌اش را با شتاب در پی شناخت و رابطه با خدا طی کرده و همواره در آرزوی دیدار و نزدیکی به او بوده است. او به کیفیت وجودی خداوند اشاره می‌کند که هیچ چیز نمی‌تواند بر عظمت و قدرت او غلبه یابد. بنده خود را در حالتی می‌بیند که از بندگی و محبت به خدا جدا نخواهد شد و هرگز نمی‌تواند عهد و پیمان خودش را فراموش کند. در نهایت، بنده در برابر خداوند تسلیم است و تنها آرزوی او باقی‌ماندن در زمره بندگان خدا و به دست آوردن خلود در حضور اوست.