شمارهٔ ۵۹ ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / مقطعات / وزن: مفتعلن فاعلات مفتعلن فع (منسرح مثمن مطوی منحور)
از سر این شهریار تاج بنازد
وز قدم شاه تخت عاج بنازد
تا ملک آید به باغ ملک خرامان
سرو شود در سجود و کاج بنازد
چون به عدالت زده خراج ستاند
در کنف شه ده از خراج بنازد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات به توصیف قدرت و عظمت شهریار میپردازد. او میگوید تاج و تخت پادشاهی به خاطر حضور پادشاه بر سر و پا میزند و باغها نیز از خوشحالی در حال رقصاند. زمانی که پادشاه به درستی مالیات میگیرد، این اقدام در سایهی عدالت اوست و نتیجهاش رضایت مردم در کنف پادشاهی است.