نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷۷ ادیب الممالک

ادیب الممالک فراهانی / مقطعات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعولن (متقارب مثمن سالم)

مگرد ای پسر گرد دانش که دانش

تنت غرق اندوه تا گردن آرد

ره ابلهی جوی کآیین فکرت

ترا روز تا شب به خون خوردن آرد

تو خر زای و خر میر و خر زی که گردون

پس از هفتصد سال خر مردن آرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر به پسرش می‌گوید که دانش را گرداوری کند، زیرا دانایی می‌تواند او را از غم و اندوه نجات دهد. او هشدار می‌دهد که اگر به راه نادانی برود، همواره در رنج و عذاب خواهد بود. در پایان، به او یادآوری می‌کند که زندگی مانند زندگی یک الاغ است و بی‌هدف زندگی کردن به هیچ نتایجی نمی‌رسد، حتی پس از سال‌ها.