شمارهٔ ۵ - دیباچه ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / مثنویات / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
چو دانا ز گنجینه در باز کرد
بنام خدا نامه آغاز کرد
خدائیکه در مغز هوش آفرید
بتن آدمی با سروش آفرید
روان را بدانش ستایش نمود
سخن را ترازوی دانش نمود
سپس خامه را با زبان جفت کرد
نی گنگ را داور گفت کرد
از او یافت و خشور یزدان پرست
کلید در گنج دانش بدست
محمد چراغ خرد گستران
خداوند و سالار پیغمبران
که با نامه آسمانی بخاک
فرود آمد از نزد یزدان پاک
در آن نامه از راز هر تر و خشک
بپا کند ناف جهان را بمشک
ایا خواجه از داور هست و بود
بجان تو و خاندانت درود
بر آن پیشکار جوان مرد تو
بر آن دختر نازپرور تو
بر آن پیشوایان با فرو داد
که دارند از شیر یزدان نژاد
همه وارث تاج و تخت تواند
همه میوه های درخت تواند
بویژه علی بن موسی که هست
مرا دامن مهرش اندر بدست
برد آسمان بر زمینش نیاز
کند کعبه در آستانش نماز
بفروی این نامه را ساختم
بامیدش این نکته پرداختم
که او در جهان پادشاه من است
ز نیرنگ اختر پناه من است
چو کردم ز خاکش پر از نافه مغز
همه کار من گشت ستوار و نغز
بریدم بسی بندهای شگرف
برون آمدم از بن چاه ژرف
بنام تو ای شاه گردن فراز
نمودم من این پارسی نامه ساز
پی آنکه بنیاد آیین و کیش
در او زنده سازم بنیروی خویش
کنم تازه آیین شرع کهن
براندازم از مشرکان بیخ و بن
چنان خواهم از همت راد تو
وز آن داد و بخش خدا دادتو
که تا هست گردنده گردون بپای
ز من ماند این نامه اندر بجای
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن آغازین، به شاعری دانا اشاره دارد که به نام خدا نامهای را آغاز میکند. او از خداوندی سخن میگوید که هوش و سروش را در وجود انسان نهاد و دانش را ارج مینهد. او به پیامبر اسلام، محمد، به عنوان پیشوای خردمندان اشاره میکند و بیان میدارد که او با رسالتی آسمانی به زمین آمده است. در این نامه ذکر میشود که محمد و اهل بیت او، وارثان دانش و حکومت الهی هستند و به ویژه به علی بن موسی(رضی الله عنه) اشاره میکند. شاعر از فضای معنوی و نیاز به دین و آیین جدید سخن میگوید و هدف خود را زندهنگهداشتن آموزههای کهن و براندازی بدعتها و خرافات بیان میکند. در نهایت، او ابراز امیدواری میکند که این نامه، یادگار و پیامبر دانش او باشد تا تا همیشه باقی بماند.