نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۹ ادیب الممالک

ادیب الممالک فراهانی / مثنویات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

ما را چه که باغ لاله دارد

ما را چه که خسته ناله دارد

ما را چه که گربه می کند تخم

ما را چه که گاو می زند شخم

ما را چه که گوش خر دراز است

ما را چه که چشم گرگ باز است

ما را چه که حمله می کند ببر

ما را چه که قطره بارد از ابر

ما را چه که شاخ گاو تیز است

ما را چه که تخم قحبه هیز است

ما را چه که جنده چشم دارد

ما را چه که سنده پشم دارد

ما را چه که میش بره دارد

ما را چه که اسب کره دارد

ما را چه به جنگ روس و ژاپن

یا حمله بالن و دراگن

ما در غم خویش ناله داریم

کاندوه هزار ساله داریم

هستیم چو مرغ پر شکسته

از تیر قضا نژند و خسته

نه جفت و نه آب و دانه داریم

نه لانه نه آشیانه داریم

ما شکوه زبخت خویش داریم

زاری به درون ریش داریم

ما پشه دام عنکبوتیم

باد برهوت بر بروتیم

بی توشه علم و مایه فن

افتاده به گرد بام و برزن

بی خاصیت کمال و تقوی

از فضل و هنر کنیم دعوی

انواع هنر به خویش بندیم

بیهوده به ریش خویش خندیم

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان ناتوانی و بی‌توجهی به مسائل外 شده، حتی اگر دنیا در حال تغییر باشد. شاعر به وضعیتی یأس‌آور اشاره می‌کند که در آن افراد به جای نگرانی در مورد مشکلات جهانی، غم و درد شخصی خود را دارند. آن‌ها به بی‌هودگی زندگی و نداشتن آینده‌ای روشن اعتراف می‌کنند و خود را به گونه‌ای می‌بینند که در دام مشکلات تنیده شده‌اند. این حالت فراحسی و بی‌معنایی، نشان‌دهنده حس ناامیدی و بی‌کفایتی در میان آدم‌هاست، حتی اگر ادعای کمال و هنر داشته باشند.