شمارهٔ ۴ - سرود وطنی ادیب الممالک
ادیب الممالک فراهانی / سرودهای وطنی / وزن: مفتعلن مفتعلن مفتعلن
مال دنیی و مذهبی وطنی
من به عزتی به سکنی
اذا انتمی منتم الی احد
فانتی منتم الی وطنی
وطنی ما اصفاک وطنی ما احلاک ما احسنک ما ازینک
انت حبیبی وطنی انت طبیبی وطنی
ای وطن نازنین و قصر کیان
قصر کیانی و رفته میان
طعمه گرگان شدی و شیر ژیان
گریه کنند از غم تو پردگیان
وطنی ما اصفاک وطنی ما احلاک ما احسنک ما ازینک
انت حبیبی وطنی انت طبیبی وطنی
این انوشیروان حارسنا
این ابوذرجمهر سائسنا
و این اسفندیار فارسنا
زها به جیلنا و فارسنا
وطنی ما اصفاک وطنی ما احلاک ما احسنک ما ازینک
انت حبیبی وطنی انت طبیبی وطنی
قدرت جمشید و کیقباد چه شد
حشمت فیروز و مهرداد چه شد
دولت شاهان پیشداد چه شد
رایت عدل و لوای داد چه شد
وطنی ما اصفاک وطنی ما احلاک ما احسنک ما ازینک
انت حبیبی وطنی انت طبیبی وطنی
کلهموا قد مضوا و ما رجغوا
و بد دو الشمل بعد ما اجتمعوا
مضوا و با دوا و حبلهم قطعوا
و فی شراک الهلاک قدر قعوا
وطنی ما اصفاک وطنی ما احلاک ما احسنک ما ازینک
انت حبیبی وطنی انت طبیبی وطنی
یک تن از آن خسروان نمانده به جا
جمله برفتند از این سپنج سرا
نیست کسی در زمانه حامی ما
جز نظر اهل بیت و فضل خدا
وطنی ما اصفاک وطنی ما احلاک ما احسنک ما ازینک
انت حبیبی وطنی انت طبیبی وطنی
یا وطنی انت منتهی شرفی
فیک مآلی و فیک مختلفی
بطمع فیک العدو والاسفی
کعاویات طمعن بالحیف
انت حبیبی وطنی انت طبیبی وطنی
سخره غول است رخش رستم تو
در کف دیو است خاتم جم تو
کلک ادیب الممالک از غم تو
کرده ورق را سواد اعظم تو
انت حبیبی وطنی انت طبیبی وطنی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن شعری درباره تعلق و محبت به وطن است. شاعر در آن به زیبایی، ارزش و عظمت وطن خود اشاره میکند و آن را به عنوان عزیزترین و محبوبترین مکان معرفی میکند. وی از تاریخ و شخصیتهای بزرگ ایران یاد میکند و تأکید میکند که هیچکس جز خدا و اهل بیت نمیتواند حامی ملت باشد. شاعر همچنین به تغییرات زمان و نابودی دلاوران و حاکمان بزرگ پرداخته و از سرنوشت تلخ وطن خود میگوید و در نهایت، وطن را منبع افتخار و منزلگاه خود میداند. در تمام این ابیات، احساس عمیق عشق و پیوستگی به وطن به وضوح نمایان است.