بخش ۱۲ - بر تخت نشستن کوروش در پارس افسرالملوک عاملی
افسرالملوک عاملی / کوروش نامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
پدر گفت فرزند برنای من
امیری تو در پارس برجای من
تو دیندار باش و بی آزار باش
امیری تو پیوسته هشیار باش
بدان تو خدا را یکی بنده ای
همی بنده ای هم پرستنده ای
هرا پاک بشنید چون این خبر
بشد شادمان گفت کین پسر
بگیرم از این شاه آژید هاک
که افکند او نوجوانم بخاک
نهانی پیامی بکورش بداد
بگفتا چه داری دل خویش شاد
چرا نیستی فکر کین خواستن
نکوشی پی لشکر آراستن
ندانی ترا کشت آژید هاک
ولی خواست ایزد نگشتی هلاک
همان مادرت زار و بیچاره بود
ز شوی و ز فرزند آواره بود
منم با تو همراه اندر خفا
پی داد خواهیت دارم وفا
چو بشنید کورش دلش گرم شد
دلش بر فسون های او نرم شد
دلش بر جوان هرا پاک سوخت
که از آتش کورش آن بچه سوخت
جوابش چنین داد دل شاد دار
تن از رنج و غم یکسر آزاد دار
ببندم کمر بهر این کین و داد
ستانم ز شاه و امیران ماد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن، پدر به فرزندش برنا (کوروش) میگوید که او امیری در سرزمین پارس خواهد بود و باید دیندار و بیآزار باشد و همیشه هشیار بماند. او همچنین به او یادآوری میکند که خداوند یک بنده دارد و او نیز بنده و پرستنده خداست. هرا (مادر برنا) از شنیدن خبر خوشحال میشود و به کوروش پیامی میدهد که نباید بخواهد از شاه انتقام بگیرد و باید به فکر آمادهسازی لشکر باشد. کوروش نیز با دریافت پیام آرامش مییابد و تصمیم میگیرد که به برای انتقام و عدالت اقدام کند. متن نشاندهنده اهمیت دیانت، هوشیاری و وفاداری به خانواده است.