نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۲ - اردو کشی به جنوب مصر افسرالملوک عاملی

افسرالملوک عاملی / کوروش نامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

وز آن پس بفرمود کامبوجیا

دلیران و سر کردگان را بپا

بسازید لشگر که فردا بگاه

سوی زنگیان راند باید سپاه

سپهدار لشکر بیامد بدر

بگفتا شهنشاه والا گهر

سپه حاضر جنگ فرمان تراست

بفرمود صفها بسازید راست

شه آمد سپه را همه سان بدید

ابر زنگیان گفت لشکر کشید

همه زنگیان راه بستند تنگ

میان سخت بستند از بهر جنگ

در این جنگ ایران نشد کامیاب

ز کم آبی و گرمی آفتاب

سه سال اندرین کین و پیکار شد

شهنشاه بی لشگر و یار شد

نمودند لشکر همه بازگشت

چه نابود گشتند در پهن دشت

نیامد بایران از آن لشکرش

بد آمد ازین جنگها بر سرش

ز یک سوی گرما ز یک رو شکست

همه دولتش رفت یکسر ز دست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

پس از آن، کامبوجیا به دلیران و سرداران دستور داد تا لشکری بسازند و فردا به سمت زنگیان بروند. سپهدار لشکر از شاه بزرگتر، فرمان آماده‌سازی سپاه را گرفت. وقتی لشکر آماده شد، زنگیان هم به شدت آماده جنگ شدند و راه را تنگ کردند. در این جنگ، ایران با کم آبی و گرمی شکست خورد و سه سال جنگیدند. شاه بدون لشکر و یار مانده بود و لشکر هم به عقب‌نشینی پرداخت. از این جنگ‌ها، پیروزی نصیب ایران نشد و بسیاری از نیروهایش نابود شدند. در همین حین، مغی به نام گوماتای به سمت پارس رفت تا بماند و مشغول دستیابی به قدرت شد. او از کشته شدن بردیا باخبر شد و از این واقعیت به وحشت افتاد. اما وقتی متوجه شد که تنها او به کشته شدن بردیا و دلیل آن آگاهی دارد، تصمیم به فریب مردم گرفت و برادرش را به جای بردیا معرفی کرد. او گفت که بردیا زنده است و حالا به سلطنت رسیده است. مردم نیز با دیدن او که شبیه بردیا بود، فریب خوردند و او را به عنوان شاه جدید شناختند. در نهایت، گوماتای با نیرنگ بر تخت نشسته و مردم بی‌خبر از حقیقی بودن او بودند.