نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳ - وصیت دَیِوکَس به فرزند خود افسرالملوک عاملی

افسرالملوک عاملی / کوروش نامه / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

دیوکس چو در یافت پایان خویش

فرا خواند فرزند فرزانه پیش

چنین گفت کای پور فرخنده فر

به جان گوش کن پند نغز پدر

بترس از خدا و ره داد پوی

به مردانگی راه اجداد پوی

ز من بشنو ای پاک فرزند من

به گوش خود آویزه کن پند من

خدا را تو از جان ستاینده باش

به درگاه جان‌آفرین بنده باش

ز خود دور کن جهل و کبر و غرور

ز کردار اهریمنی باش دور

برآن باش تا در بر و بوم خویش

نیایی تِنِ خسته و جانِ ریش

تو دین‌دار باش و بی آزار باش

پِیِ داد پوی و نکوکار باش

مکن گوش بر گفته های دروغ

که گُفتِ دروغ است بس بی‌فروغ

به خون کسان دست یازی مکن

تو با جان اتباع بازی مکن

تو بنیاد کن پادشاهی به داد

دِلِ مردمان کن تو با داد شاد

چنان کن همه نیک‌خواهت شوند

چو فرمان دهی سر به راهت دهند

بگفت این و پس دیده بر هم نهاد

برفت از بدن جان آن شاه ماد

زمانه چنین بوده تا بوده است

که مرگی پس از عمر فرموده است

چنین بوده تا بوده عالم به پا

سرانجام سر ها نهد زیر پا

به ژرفای خاک ار نکو بنگری

به هر گوشه‌اش خفته بینی سری

سَرِ تاجدارن و دانشوران

سَرِ ماهرویان و نام آوران

نماند به جز نام نیک از کسی

اگر ملک عالم بگیری بسی

خوشا راد مردان نیکو نژاد

که از نام ایشان جهان گشت شاد

خوشا آن پدر چون برفت از جهان

پسر سر فرازد سوی آسمان

چو شاه جوان سوک شه را گرفت

جهان شد سیه پوش و ماتم گرفت

همه مادها زار و گریان شدند

ز سوک و غم شاه نالان شدند

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، دیوکس (شاه) به فرزندش پند و نصایح مهمی را می‌دهد. او از فرزندش می‌خواهد که از خدا بترسد و مسیر پدران و مردانگی را دنبال کند. دیوکس تأکید می‌کند که فرزندش باید از جهل، کبر و غرور دوری کند و به اعمال نیک بپردازد. او همچنین بر اهمیت احترام به مردم و اجرای عدالت تأکید می‌کند و به فرزندش می‌گوید که نگران حرف‌های دروغین نباشد و نباید به خون دیگران آسیب برساند. در پایان، دیوکس می‌میرد و احساس حزن و ماتم در جهان و میان مردم به وجود می‌آید.