نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۰۴ - خاتمه و تاریخ اتمام کتاب میرزا آقاخان کرمانی

میرزا آقاخان کرمانی / نامهٔ باستان / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

چو آمد به بن این کهن داستان

بنامیدمش نامه ی باستان

زتاریخ هجرت ز بعد هزار

یکی سیصد و سیزده برشمار

زشعبان گذشته همی روز ده

مطابق به آغاز اسپندمه

که پایان شد این نامبردار گنج

به یک ماه بردم درین کار رنج

سپاسم زیزدان پیروزگر

که این نامه ی نامی آمد به سر

غرض بود تاریخ، نی شاعری

که طبع من از شعر باشد عری

به ویژه که بودم به بند اندرون

چه لطف آید از طبع بندی برون

درین نامه از هر دری گفته شد

گهرهای معنی بسی سفته شد

زگفتار فردوسی پاکزاد

بسی کرده ام اندرین نامه یاد

نبد اندرین ره مرا توشه ای

هم از خرمن او بدم خوشه ای

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، شاعر به بیان اینکه داستانی کهن را به پایان می‌رساند، می‌پردازد و آن را "نامه‌ی باستان" می‌نامد. وی از تاریخ هجرت و روزهای خاصی صحبت کرده و به زحماتی که برای جمع‌آوری و نگارش این اثر کشیده است، اشاره می‌کند. شاعر سپاسگزاری از خداوند را یادآور می‌شود که این اثر نامی به سرانجام رسیده است. هدف او از این نوشتار تاریخ‌نگاری و نه شاعری است و به یادآوری گفته‌ها و نظرات فردوسی می‌پردازد. او به این نکته اشاره دارد که هیچ توشه‌ای برای این راه ندارد جز آنچه که از خرمن فردوسی بهره‌مند شده است.