نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۵ - پادشاهی فریبرز میرزا آقاخان کرمانی

میرزا آقاخان کرمانی / نامهٔ باستان / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

خنک آن فریبرز شاه مهان

که باژش بدادند یکسر شهان

همه ملک ایران بدو شاد گشت

به هر جای ویرانی آباد گشت

ز مصر و فلسطین و هاماوران

فرستاده شد هدیه های گران

کیا لادن آن مرد باریو و بند

که فردوسیش خوانده پولادوند

به آتوریا بد خدیو بزرگ

پلیدی سگی جادویی پیر گرگ

فریبرز جنگید با شاه تور

هنر عیب گردد چو برگشت هور

گرفتار شد اندر آن کارزار

سرش را به حیله بریدند زار

چو گروی زره نام آن جنگ شد

که بروی زهر سو جهان تنگ شد

نه اسب و نه جوشن نه تیغ و سلیح

نبودی همه جز فسون و مزیح

همانا که گرسیوز این رزم بود

که پنداشتندش دلیری عنود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، به جنگ فریبرز، شاه مهان، اشاره شده است که با همت خود باعث خوشحالی و آبادانی سرزمین ایران شده است. از سراسر کشورهای مختلف، هدیه‌ها برای او ارسال می‌شود. او با شاه تور جنگ می‌کند، اما در این نبرد گرفتار حیله و فریب می‌شود و نهایتاً سرش به رجوع بی‌رحمی از دست می‌رود. این داستان همچنین اشاره به جادوی منفی و فریبکاری‌های گرسیوز دارد که باعث شکست فریبرز می‌شود.