نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۱۲ - سلاله ی مدی و پادشاهی کیقباد میرزا آقاخان کرمانی

میرزا آقاخان کرمانی / نامهٔ باستان / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

چنین تابگاه گو کی نژاد

ورا خواند دانا مگر کیقباد

که ارباس کرد مدی نام داشت

به البرز کوه اندر آرام داشت

سپاهی زقوم مدی گرد کرد

برآورد از شهر نینونه گرد

بله زیس که او بود بابل خدای

بهر کار ارباس را رهنمای

زمغلوبی خصم دادش خبر

ازیرا که بودی ستاره شمر

چو از کار نینویه پرداختند

یکی سلطنت از مدی ساختند

پس از شاه ارباس شش تن بدی

گرفتند هر یک ره ایزدی

یکی ز آن میان بود نوذر بنام

دگر گرد فرتوس با نام و کام

سه دیگر گو اشکش رزم زن

چهارم بد اورند لشکر شکن

به پنجم کرزم آن یل شیر گیر

ششم بود منجیک گرد دلیر

از ایران بهر گوشه برهم یکی

گرفته زهر کشوری اندکی

ز آترپاتن تا به کابل زمین

نکرد ایچ یاد این از آن آن ازین

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این متن، از نژاد کی و کیقباد صحبت می‌شود که دانا بود. ارباس، که نامش به مدی مربوط می‌شود، در کوه‌های البرز آرام داشت و سپاهی از قوم مدی گرد آورد تا از شهر نینونه (بابل) حمایت کند. پس از پرداختن به کارهای نینویه، سلطنتی از مدی تشکیل شد و بعد از شاه ارباس، شش نفر به عنوان رهبران انتخاب شدند. این شش نفر شامل نوذر، گرد فرتوس، اشکش، اورند، کرزم و منجیک بودند. آنها از نقاط مختلف ایران به شناخت کشور خود پرداخته و از آترپاتن تا کابل را تحت تأثیر قرار دادند، اما هیچ یادآوری از یکدیگر نداشتند.