نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۲۷ - جنگ های داریوش و فتوحات او میرزا آقاخان کرمانی

میرزا آقاخان کرمانی / نامهٔ باستان / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

در ایام این شاه والاتبار

پرآشوب شد گیتی از هر کنار

چو شد پادشاهی برین شاه راست

زهر کشور آوای بدخواه خواست

زیونان و از بابل و میدیا

زاسکیت و اهواز و ارمینیا

ز مصر وز اهواز و از باختر

هم از مدیه و پارسا سر به سر

ز ارکوشیا تا لب زنده رود

سپه بود آکنده چون تار و پود

به هر جنگ پیروز شد شاه گو

درخشان شدش نام چون ماه نو

اوروتوس را کشت در لیدیا

که او بود ارجاسب شاه کیا

همان سرخه کو بود شاه تتار

زجانش برآورد دارا دمار

به سیتا که خوانندشان بی درفش

همه روز روشن نمود او بنفش

به مصر اندرون کشت کاموس پیر

که کابیشه خواند ورا تیزویر

به بابل تبه کرد ارکوش را

گرفت آن گماتای ماکوش را

نبشته است در بیستون نام خود

همه داستان های ایام خود

که آوردها کرد بیش از شمار

به بند اندر آورد ده شهریار

نگاریده آن پیکران را همه

به زنجیرشان بسته همچون رمه

به گاهی که رفت او به مکدونیا

شد اسکندر نامور را نیا

نخستین سکندر از او شد پدید

چو مادرش رخسار دارا بدید

زن پور هرقل بدو شد قرین

که یونانیان را بد آیین چنین

کتایون مگر نام مکدونیاست

که گوید به شهنامه نام کیاست

زهی فر فرخ فر اسفندیار

که اسکندر آمد ازو یادگار

فسانهای داراب و گشتاسب شاه

جز این نیست و گشته بهم اشتباه

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در دوران پادشاهی این شاه بزرگ، جهان از هر سو دچار آشفتگی شد. با برقراری حکومت او، تمام کشورها از سرزمین‌های مختلفی چون یونان، بابل، میدیا و مصر علیه او به شورش پرداختند. اما این شاه در تمامی جنگ‌ها پیروز شد و نامش همچون ماه درخشان شد. او موفق به قتل اوروتوس، پادشاه لیدیا، و سایر شاهان شد و بسیاری از سرزمین‌ها را فتح کرد. وی همچنین در بیستون نام خود را ثبت کرد و بسیاری از پادشاهان را به بند کشید. در این دوران، اسکندر مقدونی زاده شد که به نوعی یادگار این شاه به حساب می‌آید. داستان‌هایی از داراب و گشتاسب نیز به هم پیوند خورده‌اند که با این تاریخ اشتباه گرفته شده‌اند.