بخش ۵۶ - پادشاهی اردشیر بابکان میرزا آقاخان کرمانی
میرزا آقاخان کرمانی / نامهٔ باستان / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
چنین تابگاه کیی بر نشست
بیازید بر قیصر روم دست
سکندر سور امپراتور روم
یکی مرد بد سخت و ناپاک و شوم
بیاراست رزمی ابا اردشیر
که شد چهره ی هور رخشنده تیر
نگردید پیروز ازین هر دو کس
که بر یکدیگرشان نبد دسترس
به فرجام گشتند از جنگ سیر
مسوپوتمی را گرفت اردشیر
خنک گاه آن شاه با فر و رای
که آیین کی باز آورد جای
ازو زنده شد فرجشن سده
همان رسم نوروز و آتشکده
گرو برد از فیلسوفان دهر
همش نوش بودی و هم نیش زهر
یکی کارنامه در ایران نهاد
که هر کس ازو جست آیین داد
وز آن پس همه کاردانان اوی
شهنشاه کردند عنوان اوی
یکی پورش از دختر اردوان
پدیدار شد نامدار و جوان
ورا مادرش نام شاپور کرد
مگر او بنای نشابور کرد
به شهنامه زو داستانیست یاد
ابا دختر مهرک نوشزاد
کزاو زاد هرمزد شاه دلیر
به گاه کی نامدار اردشیر
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این متن داستانی از دوران باستان روایت میشود که در آن اردشیر، پادشاهی قدرتمند، به جنگ با سکندر، امپراتور روم، میپردازد. در این نبرد، هیچیک از دو طرف پیروز نمیشوند و جنگ به پایان میرسد. اردشیر سرزمین مسوپوتامیا را فتح کرده و آیینهای باستانی ایران را بار دیگر زنده میکند، از جمله نوروز و آتشکدهها. او یکی از کارنامههای برجستهای را پایهگذاری میکند که به همه بزرگان و کاردانان قیصر عنوان میدهد. همچنین، دختر اردوان، که فرزند اردشیر است، به نام شاپور معروف میشود و در آینده نشابور را بنا مینهد. داستان اشاره به شکوه و اقتدار اردشیر و بازگشت به آیینهای ملی و فرهنگی ایران دارد.