بخش ۷۶ - پادشاهی قباد (بار نخستین) میرزا آقاخان کرمانی
میرزا آقاخان کرمانی / نامهٔ باستان / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
قباد آمد و تاج بر سر نهاد
همه روی گیتی ازو گشت شاد
چنو نامداری نبود ازکیان
به آوردگه بود شیر ژیان
به فرهنگ و دانش سرآمد بدی
به هر کار مغرور بر خود شدی
به هر نوظهوری نظر داشتی
به هر تازه چرخی گذر داشتی
زقوم فتالیت بگرفت باج
ازو یافت آیین مزدک رواج
همی خواست دین نو آرد پدید
سراسر بریدند از وی امید
بزرگان و آزادگان را براند
مغان را به نیکی بر خود نخواند
یکی رستخیزی نمودند سخت
فرود آوریدند او را زتخت
به جایی نهادند او را مقام
که زندان فراموشیش بود نام
از آن دز اگرنام بردی کسی
دگر زین جهان برنخوردی بسی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
قباد به قدرت رسید و تاج بر سر نهاد، به طوری که مردم جهان از این موضوع خوشحال شدند. او از قدرتهای بزرگ کیانی بود و در دانش و فرهنگ سرآمد بود. اما به مرور زمان به غرور دچار شد و تلاش کرد که دین جدیدی به نام مزدک را رواج دهد. او تلاش کرد تا آزادیخواهان و بزرگان را از خود دور کند و مغان و زرتشتیان را نیز نادیده گرفت. در نهایت، برخی از افراد علیه او قیام کردند و او را از تخت سلطنت پایین آوردند و به زندان فرستادند. اگر کسی از او نامی میبرد، دیگر کسی او را در این دنیا نمیشناخت.