بخش ۸۶ - پادشاهی سربار معروف به گراز میرزا آقاخان کرمانی
میرزا آقاخان کرمانی / نامهٔ باستان / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)
گراز پلید آن بد بدنژاد
که چون او سپهبد به گیتی مباد
به سر بر نهاد افسر دل فروز
همی بود بر تخت پنجاه روز
ورا کشت شهران گراز سوار
چو از شهر رفتند سوی شکار
چو او کشته شد گاه بی شاه ماند
همه بهره ی مردمان آه ماند
بجستند از تخم شاهان بسی
ندیدند از آن نامداران کسی
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، گراز پلید توصیف میشود که بدسرشت و بیرحم است. او به مدت پنجاه روز بر تخت حکومت مینشیند و در این مدت، مردم را به شدت آزار میدهد. وقتی که او کشته میشود و دیگر شاهی در میان نیست، مردم دچار ناامیدی و بیتوجهی به سرنوشت خود میشوند. تلاشهایی برای یافتن شاهان جدید صورت میگیرد، اما هیچ نامی از آنها دیده نمیشود. در واقع، این شعر به تصویر کشیدن ناامیدی و تباهی پس از مرگ یک دیکتاتور بیرحم میپردازد.