نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۹۲ - پادشاهی یزدگرد شهریار میرزا آقاخان کرمانی

میرزا آقاخان کرمانی / نامهٔ باستان / وزن: فعولن فعولن فعولن فعل (متقارب مثمن محذوف یا وزن شاهنامه)

بیامد به تخت کیی یزدگرد

وز آن پس شنیدی که او هم چه کرد

نبد در سرش رای و فرهنگ و هش

همی ساختندش مهان دست خوش

ازو گشت بر باد ملک عجم

همان افسر خسرو و گاه جم

چو دادار باشد به کاری مرید

همه مایه ی آن بیارد پدید

ازین پس سخن طرز دیگر بود

زدستار و محراب و منبر بود

سخن گفت باید زتنزیل و وحی

زمعروف و از منکر و امر و نهی

زقرآن و توحید و وعد و وعید

زجنات عدن و عذاب شدید

ز قطران و تسنیم و ماه معین

زخلد و زجوی می و انگبین

زطوبی و رضوان و غلمان و حور

زاحیای اموات و نشر قبور

ز سلسال و از کوثر و سلسبیل

ز کافور و از چشمه زنجبیل

زکفر وز ایمان و بیم و امید

ز صور سرافیل و بعث جدید

سخن های پیغمبر هاشمی

پر از خرمی ساخت روی زمی

یکی مشت از مردم باربار

که شیر شتر خوردی و سوسمار

زاعجاز او تاج قیصر گرفت

همه ملک کسری سراسر گرفت

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به توصیف وضعیت یزدگرد، پادشاه ساسانی، و نتایج منفی حکومتش می‌پردازد. به نظر می‌رسد که او به دلیل نبود آگاهی و فرهنگ، قدرتش را از دست داده و سرزمینش به خطر افتاده است. سپس به ظهور پیامبر اسلام اشاره می‌کند و به مسائلی همچون وحی، قرآن و مفاهیم دینی می‌پردازد. همچنین به نکاتی درباره زندگی پس از مرگ و حقایق مذهبی اشاره دارد. در نهایت، به تأثیر پیامبر بر افراد نادان و شکست پادشاهی کسری اشاره می‌کند.