شمارهٔ ۲۰۴ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
عیب پری مکن که نهان از تو گشته است
دیوی که عیب خود بشناسد فرشته است
از باغ بخت سبزه عیشش کجا دمد
عاشق که غیر ملامت نکشته است
گر سر نهم بپای سگت عیب مکن
تا حکم حق چه بر سر مردم نوشته است
ناصح مده ز عشق بتان توبه ام که چرخ
خاک مرا ز عشق نکویان سرشته است
سر رشته امید بدستم کی افکند
چرخ فلک که رشته بختم نرشته است
اهلی اگرچه رخت عدم از درت ببست
دل را بیاد گار در آن کوی هشته است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این متن به نقد عیوب دیگران و خودشناسی میپردازد. شاعر میگوید که فردی که عیب خود را بشناسد، مانند فرشته است. او همچنین تأکید میکند که عاشقانی که فقط ملامت و انتقاد میکنند، از خوشبختی دور هستند. شاعر به این نکته اشاره میکند که بهتر است از انتقاد دیگران پرهیز کنیم و به جای آن به عشق و زیباییها توجه کنیم. در پایان، به نوعی امید و دلنگرانی از آینده اشاره میشود، با تأکید بر اهمیت عشق و یادآوری عزت نفس.