نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۰۸ اهلی شیرازی

اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

یار اگر میکشدت دل بنه ایدل گله چیست؟

غیر تسلیم و رضا چاره درین مسیله چیست

خرد سالی که هنوز آبله نشناخته است

او چه داند که درون دل ما آبله چیست

نقد جانم همه در قافله اهل وفاست

رهزن عقل چه داند که در این قافله چیست

پیش مرغان چمن تخت سلیمان با دست

نازش از افسر زر هدهد کم حوصله چیست

همرهان در حرم کعبه مقصود شدند

ماندن اهلی بیچاره در این مرحله چیست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر دربارهٔ عشق و تسلیم در برابر آن صحبت می‌کند. او می‌گوید اگر یار (عاشق) تو را می‌کشد، چه گله‌ای از او باید داشت و به جز تسلیم شدن در برابر سرنوشت چیست. شاعر به خردسالی اشاره می‌کند که هنوز درد و رنج عشق را نمی‌فهمد و نمی‌داند معنا و مفهوم واقعی آن چیست. همچنین او به اهمیت وفاداری در عشق اشاره کرده و می‌گوید که عقل نمی‌تواند درک کند که وفاداری چه جایگاهی دارد. در نهایت، او به کم‌طاقتی و ناتوانی برخی در رسیدن به عشق واقعی و ماندن در مراحل پایین‌تر اشاره می‌کند.