شمارهٔ ۲۶۵ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)
چنین حسن و ملاحت با ملک نیست
ملک را حسن اگر هست این نمک نیست
گل خوبان چو گل عنبر سرشت است
ولی بوی وفا با هیچ یک نیست
مرا گر در وفا شک داری ایشوخ
ترا در بیوفایی هیچ شک نیست
بکوی صبر عاشق ره نیابد
ره عشق و صبوری مشترک نیست
فلک هرگز نشد اهلی بمن یار
مرا هم چشم یاری از فلک نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این ابیات شاعر به زیبایی و لطافت عشق و معشوق اشاره میکند. او میگوید که اگرچه ممکن است ملکهای از زیبایی برخوردار باشد، اما آن زیبایی نمکینی ندارد. همچنین، از گلهایی یاد میکند که زیبا هستند اما بوی وفا ندارند. شاعر بیان میکند که اگر کسی در وفای او شک دارد، خود او هم هیچگاه به وفای دیگران اعتماد ندارد. او میگوید که راه عشق و صبر جدا از هم است و همچنین از نداشتن یاری و چشمداشت به آسمان و سرنوشت خود شکایت میکند. به طور کلی، ابیات نشاندهندهی تلخی و دشواریهای عشق و وفا هستند.