شمارهٔ ۵۳۸ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
خط دمید از رخ او کار بلا بالا شد
یارب این فتنه پنهان ز کجا پیدا شد
وه که دی غمزه زنان شوخ کمان ابروی من
نگهی کرد که مرغ دل من از جا شد
عاشق روی تو آلوده نگردید بهیچ
غرقه بحر غمت تشنه لب از دریا شد
حالتی داشتم از عشق نهان با مه خود
ناله یی کردم و احوال درون گویا شد
اهلی آن خرقه که بر عیب نهان می پوشید
عاقبت چاک شد از بیخودی و رسوا شد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به زیبایی و جذابیت چهره محبوب اشاره دارد که باعث بروز مشکلات و فتنههایی میشود. شاعر از تأثیر نگاه محبوب بر دل خود میگوید و بیان میکند که عشق او را غرق در غم کرده است. همچنین، شاعر به حالتی از عشق نهان و نالهای که از دل برمیآید اشاره میکند. در پایان، خرقهای که عیوب پنهان را میپوشاند، بالاخره چاک میشود و راز عشق آشکار میگردد.