شمارهٔ ۵۷۱ اهلی شیرازی
اهلی شیرازی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
کس عشوه خونخواری او را نشناسد
کس دشمنی و یاری او را نشناسد
از بسکه رخ از عربده افروخته چون گل
کس مستی و هشیاری او را نشناسد
درمان دل خسته بعمدا نکند یار
آن نیست که بیماری او را نشناسد
بیداری چشم از غم دل بود همه شب
دل چون حق بیداری او را نشناسد
ترسم که وفایی نکند یار به اهلی
چون قدر وفا داری او را نشناسد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف آشنایی و ناآشنایی انسانها با ویژگیهای عاطفی و رفتارهای یکدیگر میپردازد. شاعر بیان میکند که هیچکس نمیتواند بهطور کامل احساسات و ویژگیهای محبوبش را بشناسد، حتی اگر در ظاهر آنها را ببیند. او به عشق و وفا اشاره میکند و از این میترسد که محبوبش به وعدههایش عمل نکند. در کل، این شعر تأکید بر دشواری شناخت واقعی دیگران و خصوصیات عمیق در روابط عاطفی دارد.